خلاصه داستان: توی جشنواره فانوس، شاهدخت هوآیسی به طرز مرموزی وسط یه ضیافت میمیره. به بانو "لی پییی" (فرمانده گارد) و جناب "شیائو هوایجین" (لینگتای لنگ) ماموریت میدن که تحقیق کنن و اونا میفهمن که قاتل در واقع خودِ شاهدخت بوده. اون که قربانی خیانت و ظلم شده بود، انتقامش رو از اون فرد خائن و دخترِ یه خاندان قدرتمند گرفت و برای فرار از سرنوشت ازدواجش، قبل از پریدن از سکوی "پنگلای"، اونا رو مجازات کرد. بعدش بانو "لی پییی" و جناب "شیائو هوایجین" با یه سری پروندههای عجیب توی اندرونی قصر روبرو میشن و سرنوشت بانوان رو در سلسله تانگ بررسی میکنن. توی این مسیر، بانو "لی پییی" حقیقتِ یه قتلِ مربوط به ده سال پیش رو برملا میکنه و توطئهای رو که صدراعظمِ راست و یکی از بانوان صیغهای چیده بودن، افشا میکنه.
خلاصه داستان: «سو یو نیان» واسه اینکه ته و توی ماجرای مرگ خواهرش رو دربیاره، نفوذ میکنه تو دنیای فاسدِ «در اعماق شکوفهها». اونجا میفهمه زیر این ظاهرِ پرزرقوبرق، چه رازهای وحشتناکی خاک شده و ناخواسته پاش باز میشه به جنگ قدرتِ بیرحمانهی بین «نی فنگ» و «تو جیا شنگ».نگو خواهرش رو سر به نیست کردن چون یه مدرکِ مرگبار دستش بوده، و حالا خطر داره از هر طرف خفتش میکنه: از نارو خوردن از بهترین رفیقش و نقشههای دخترا بگیر تا سایهی سنگینِ «نی فنگ» که چهارچشمی میپادش.وقتی حقیقت گند میزنه به همه چی، رابطه «سو یو نیان» و «تو جیا شنگ» هی بین دشمنی و دوستی تغییر فاز میده، اونم تو جایی مثل «در اعماق شکوفهها» که هیچی جز دروغهای خونی توش پیدا نمیشه.
خلاصه داستان: راجب دختری امروزیه که به سال نود و پنج میره ، اون که مصممه زندگی غمبار مادرش رو عوض کنه با کمک علم امروزیش خیلی زود تو محل کارش رشد میکنه و درحالی میخواد یه رابطه تاکسیک رو از بین خودش درگیر رابطه ای احساسی با عموی خونسرد و کم حرفش میشه
خلاصه داستان: جن بی شینگ پس از مرگ ناگهانی پدرش درگیر یک مبارزه مرگبار برای بدست آوردن قدرت تو شرکت خانوادگیش شد و برای زنده موندن به محافظ مرموزش گو چن تکیه کرد. با افزایش تهدیدها و آشکار شدن رازهای پنهان، اون به درون هزارتوی فریب کشیده شد، جایی که واقعیت و توهم تار میشوند و نقش واقعی گو چن در سرنوشتش همچنان نامشخص باقی میماند...
خلاصه داستان: سال ۲۰۵۱، یه ربات کاوشگر فضایی یه عتیقه مرموز پیدا میکنه که توش داستان یه سیاره شبیه زمین به اسم «ستاره وای» (Star Y) ضبط شده؛ داستان یه پیوند خاص و عجیب بین یه دختر آروم و مهربون به اسم «وو نونگ یو» و یه مردِ گریزان از جمع به اسم «شیه شین شو». پنج سال بعد از یه ماجرای تلخ که باعث آشناییشون شده بود، وو نونگ یو که الان دانشجوی ارشد مهندسی ژنتیکه، دوباره شیه شین شو رو میبینه؛ یه مرد نابغه اما بیاحساس که پشت اون منطق سرد و خشکش، یه چیز تاریکتری پنهون شده. سرنوشت و علم دوباره این دو نفر رو به سمت هم میکشونه. رابطهشون جوریه که اصلاً با عقل جور در نمیاد و مرز بین وسواس، رستگاری و عشق رو کاملاً محو میکنه. همونطور که اونا دنبال دلیل این کشش غیرقابلتوضیح و اون راز ژنتیکی که به هم وصلشون کرده میگردن، داستانشون مرز بین احساس و غریزه، و انسانیت و خلقت رو زیر و رو میکنه... و نشون میده که تو دنیایی که همه چیش رو علم ساخته، عشق واقعی چه معنیای داره.
خلاصه داستان: گو یی شیائو، یک تاجر بیرحم، به دنبال انتقام از منشی خود یه شینگ وان به دلیل یک سوءتفاهم طولانی مدت است، اما وقتی منشی تلافی میکند وارد یک رابطهی پیچیدهی عشق و نفرت میشود. با ظهور زخمهای گذشته، هر دو مجبور میشوند با احساسات خود روبرو شوند و در مسیری برای رستگاری قرار گیرند، اگرچه صلح واقعی همچنان نامشخص است.
خلاصه داستان: تان جیان فی پس از تصاحب شرکت خانوادگیاش، درگیر یک مبارزه قدرت شرکتی با معشوق سابقش لی شو جینگ میشود و احساسات قدیمیاش دوباره شعلهور میشود غافل از اینکه او برای کشف حقیقت پشت مرگ پدرش بازگشته است و این موضوع، عشق آنها را به یک بازی خطرناک عشق و انتقام تبدیل میکند.
خلاصه داستان: وقتی یک استریمر مشاورهی مسائل عاشقانه از سال ۲۰۲۵ بهطور ناگهانی وارد یک رمان عاشقانهی کلاسیک مربوط به سال ۱۹۹۹ میشود، خودش رو روبهروی یک مدیرعامل زیرک و حیلهگر میبینه که او هم ترفندهای مخصوص خودشو داره. لین هوانار برای بازگشت به دنیای واقعی هر روشی رو امتحان میکنه تا دل گائو هایمینگ سرد و بیاحساس رو بهدست بیاوره اما خیلی زود متوجه میشه که در این مسیر خودشه که داره عاشق میشه
خلاصه داستان: شیائو جی یو و هو شیو اولین بار توی یه بازی قتل معمایی با تم دوران جمهوریخواه چین همدیگه رو میبینن و باهم داستان های خیالی رو بازی میکنن اونا کم کم راجب هم کنجکاو میشن و تصادفی توی دنیای واقعی هم دوباره همدیگه رو میبینن، انگار سرنوشت اونارو بهم رسونده از اینجا، داستان در دو روایت پیش میرود یکی دنبال کردن داستان خیالی بازی معمای قتل و دیگری نمایش ملاقاتهای واقعی آنها. در میان بازی توهم و واقعیت، این دو به زودی احساسات واقعی خود را درک میکنند. حال آیا آنها راه خود را به سوی یکدیگر پیدا خواهند کرد و پایان خوشی خواهند داشت؟
خلاصه داستان: شن یائو چو مجبور به ازدواج با ژنرال لی جینگ چوان میشود که همه میگن مرده، اما اون متوجه میشه همسرش زنده ست. پس از مرگ غمانگیز مادرش، شن یائو چو و لی جینگ چوان برای کشف توطئهها و دسیسههای پنهان در خانواده شن با هم متحد میشوند و در این مسیر اعتماد و عشق را کشف میکنند
خلاصه داستان: درمورد دختر یه که بعد از سه سال تجربه منشی گری میخواد استعفا بده و زندگی جدیدی رو شروع کنه اما رییس اجازه نمیده و هرکاری میکنه تا اونو منصرف کنه